سرعین و چالوس 92 ...
عزیزترین من، امسال هم مثل این چند ساله تصمیم به مسافرت داشتیم. ولی شما واقعا خیلی خیلی مشتاق بودی و همش از ما میپرسیدی که کی میریم دریا. امسال تصمیم بر این شد که اول از راه زنجان بریم سرعین که واقعا یه حال و هوایی دیگه ای داشت و از اونجا بریم چالوس که اونجا دایی تقی اینا که شما بهش میگی دایی ممد به ما ملحق بشن. شما و بابایا در حال ببعی سواری نرسیده به اردبیل(که انگاری بابایا خوابش میاد) شما در حال نگاه کردن به ببعی ها و دوربین وقتی به اقامت گاهمون توی سرعین رسیدیم اونجا سه تا توله سگ دیدیم که شما و بابایا حسابی کیف کرده بودین و همش بهشون غذا میدادین شما پشت پنجره در حال دیدن هاپوها و...
نویسنده :
مامان جونت
14:58










